دیکشنری نجومی


alcor=سها
aquarius=دلو
aquila=عقابarc=قوسarcturus=سماک رامحargo=سفینهaries=حَمَلartificial satellite=ماهوارهasteroid=سیارکastrograph=اخترنگار
astronomical unit=واحد نجومی
astronomy=نجوم
astrophysics=اخترفیزیک
atmospheric absorption=جذب جوی
atmospheric diffusion=پخش جوی
aurora=شفق قطبی
aurora australis=شفق قطبی جنوبیaurora borealis=شفق قطبی شمالی
autumnal equinox=اعتدال پاییزی
azimuth=زاویه سمت

دیکشنری نجومی

Let me start. I'll put some words through some dictionaries. 

aberration ==> ابیراهی، کجراهی، انحراف، کجنمایی 
لینک ابیراهی در ویکی نجوم

aberration of lens==> انحراف عدسی
aberration of light==> انحراف نور
aberration of starlight==> ابیراهی یا انحراف نور ستاره
absolute==> مطلق
absolute altitude==> ارتفاع مطلق
absolute luminosity==> تابندگی مطلقabsolute magnitude==> قدر مطلق

لینک قدر مطلق در ویکی نجوم
absolute temperature==> دمای مطلق
absolute zero==> صفر مطلق
absorption==> جذب
absorption lines==> خطوط جذب
absorption nebula==> سحابی جذبی
absorption of light in space==> جذب نور در فضا
absorption of light in the earh's atmosphere==> جذب نور در جو زمین؛ خاموشی جوی
absorption of starlight==> جذب نور ستاره
absorption spectrum==> طیف جذبی

کهکشانها

ادامه پست قبل...
کهکشان های فعال (Active galaxy)
بعد از این که وسایل طیف سنجی به کمک کیهان شناسان آمد تعتدادی جرم با انرژی های عجیب توجه 

کیهان شناسان را جلب کرد. این اجرام دسته ای از کهکشان ها بودند که با نام کهکشان های فعال و یا 

اختروش ها شناخته می شوند. کهکشان های فعال به کهکشان هایی گفته می شود که انرژی گسیل

شده از آنها بیش از ده هزار برابر انرژی گسیل شده از کل کهکشان راه شیری باشد. به عبارتی دیگر

کهکشان های فعال به کهکشان هایی می گویند که انرژی هسته آن 10 به توان 16 برابر انرژی گسیل

شده خورشید باشد. کهکشان های فعال عموما در طول موج های فرابنفش دیده می شوند و بر

اساس انتقال به سرخ رسیده از آنها به سه دسته کهکشان های رادیویی ، کهکشان های سیفرت

و کوازار ها طبقه بندی می شوند. هسته کهکشان های فعال بسیار کوچک بوده و در حد یک

پارسک است که این واقعیت بسیاری از معادلات فیزیکی و ترمودینامیکی ما را نسبت به این اجرام پر

انرژی برهم می زند. برای یک اختروش معمولی دوره تناوب افت و خیز بین 80 تا 200 روز است.تفاوت 

اصلی میان این سه دسته کهکشان رادیویی ، سیفرت و اختروش ها این است که کهکشان های 

رادیویی از امواج رادیویی که از دو بازو انتهایی و ابتدایی یک کهکشان بیضوی به ما می رسند تشخیص 

داده می شوند ولی کهکشان های سیفرت گونه ای از کهکشان ها هستند که جرم به بیرون پرتاب می 

کنند. دسته سوم این کهکشان ها ، اختروش ها هستند که بیشترین قرمز گرایی را دارند و طبق قانون 

هابل ، بیشترین فاصله را از ما دارند. یعنی دور ترین اجرامی که تا کنون بشر آنها را دیده است اختر وش

ها هستند.


هسته فعال کهکشان مسیه 87 که یک کهکشان رادیویی است / امتیاز تصویر: ویکیپدیا

کهکشان های سیفرت (
Seyfert galaxy)
در سال 1963 (در بعضی از منابع 1943 هم یاد شده است) کارل سیفرت تعدادی از کهکشان های 

مارپیچی و ماپیچی میله ای را با خطوط نشری غیر عادی و پهن کشف کرد. این کهکشان ها دارای

هسته های بسیار غیر عادی و روشن بودند. خطوط نشری این کهکشان ها بیش از 12 بار پهن تر از 

طیف حاصل از سایر کهکشان ها بود. نکته قابل توجه درباره این کهکشان ها که کهکشان های سیفرت

نامیده شده اند این است که همیشه ماپیچی هستند و فقط 5 درصد آنها امکان دارد که بیضوی باشند 

همچنین برعکس این گفته در باره کهکشان های رادیویی درست است. اگر کل کهکشان های مارپیچی

را در نظر بگیریم حددود یک درصد آنها سیفرت هستند. سیفرت ها بر اساس طیفشان به دو دسته

تقسیم می شوند. دسه اول سیفرت هایی با خطوط بالمر پهن (OII) و دسته دوم دارای خطوط بالمر

و کمی پهن تر از دسته اول هستند. مهم ترین ویژگی کهکشان های سیفرت که در نمودار هابل

با So نشان داده می شوند عبارت اند از :

1- هسته های دخشان و بسیار کوچک

2- طیف های هسته ای

3- خطوط نشری بسیار پهن

4- سیگنال های رادیویی بسیار فشرده و با تابندگی کم

یک نتیجه جالب که از کهکشان های سیفرت بدست می آید این است که سیفرت ها عموما ترجیح

میدهند در یک سیستم مارپیچی دوتایی بسته باشند. درمورد کهکشان های سیفرت این نکته حائز 

اهمیت است که در هنگام چرخش یک جرم به دور سیاهچاله بر اساس دینامیک حرکت دایره ای و تکانه 

زاویه ای ، آن جرم به شکل بک دیسک در می آید مانند شکلی که حلقه های زحل دارند. اگر این جرم در

حال گردش از حد معینی معروف به حد ادینگتون بیشتر شود ، ماده به صورت یک جت بسیار باریک

از دو قطب سیستم شروع به فوران می کند. یعنی سیاهچاله فرضی مر کز تا جرم معینی از ماده را

می تواند تحمل کند و اگر جرم بیش از این حد معین شود ، شاهد فوران ماده از این سیستم خواهیم

بود. اغلب کهکشان های سیفرت دارای جت های یونیده هستند که در هنگام خروج ، میدان

مغناتیسی عجیبی را به دور خود تشکیل می دهند.

کهکشانهای رادیویی

ادامه پست قبل ...

کهکشان های رادیویی

در سال 1931 فردی به نام کارل یانسکی عضو آزمایشگاه های بل تلفن تصادفا سیگنال های رادیویی را 

که از فضای خارجی می آمد کشف کرد. بعد ها در سال 1951 فردی به نام والتر باده در حین کار با 

تلسکوپ 5 متری پالومار از لحاظ اپتیکی یک منبع انرژی مشخص را به عنوان دجاجه A شناسایی کرد. 

دجاجه A کهکشانی است با فاصله ای حدود 700 میلیون سال نوری. ماهیت این منبع تازمانی که والتر 

باده هویت آن را مشخص کرد فهمیده نشده بود. این کار وی سبب ایجاد عصر نوینی در اختر شناسی به

نام اختر شناسی رادیویی بود. کهکشان های رادیویی بسیار غیر عادی هستند مانند کهکشان دجاجه

که تابش های آن در طول موج های رادیویی حدود یک میلیون برابر یک کهکشان معمولی است. منابع 

رادیویی را می توان بر اساس قطر ظاهریشان به دو دسته گسترده و متراکم طبقه بندی کرد. منابع

گسترده قطر زاویه ای بیش از یک ثانیه قوسی دارند و احتمالا قطر واقعی آنها 10 تا 100 پارسک است. 

منابع رادیویی متراکم قطر زاویه ای کمتر از یک ثانیه قوسی دارند و قطر واقعی آنها کمتر از 10 پارسک 

است. M87 نمونه ای از یک کهکشان رادیویی است که گسیل انرژی رادیویی آن تقریبا 100 برابر گسیل 

انرژی NGC 1068 است. جرم M87 بیش از د برابر جرم کهکشان راه شیری است و جرم هسته 

کهکشانی آن حدود 5 میلیارد برابر جرم خورشید است.


اختروش ها

در اوایل سال های 1960 میلادی دانشمندان نوعی منبع رادیویی کشف کردند که بیش از آنکه 

کهکشانی بوشد نوعی شبه ستاره بود. این منبع ، منابع رادیویی شبه ستاره ای و یا به اختصار

اختروش نامیده شد. نخستین مورد از این اشیاع 3C273 بود.


اکنون بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ اختروش شناخته شده‌اند که اکثر آنها در «پیمایش آسمان دیجیتال sloan» 

مشاهده شده‌اند همه طیف‌های مشاهده شده اختروشها دارای انتقال سرخ بین ۰٫۰۶ تا ۶/۵ 

می‌باشند. با کاربرد قانون هابل برای این انتقال سرخ، می‌توان نشان داد که آنها بین ۷۸۰ میلیون تا ۲۸ 

میلیارد سال نوری از ما فاصله دارند. به علت فاصله زیاد با دورترین اختروشها و سرعت محدود نور، ما

آنها و فضای اطراف آنها را در زمان برانگیختگی شدید کیهان تازه متولد شده مشاهده می‌کنیم. اکثر

اختروشها بیش از ۳ میلیارد سال نوری از ما فاصله دارند. اگرچه اختروشها در زمانی که از زمین مشاهده 

شوند، کمرنگ می‌باشند این حقیقت که آنها از فاصله‌های دور، قابل رؤیت هستند به این معناست که 

اختروشها درخشانترین اجسام در کیهان می‌باشند. اختروشی که در آسمان، درخشان تر به نظر

می‌رسد. ۲۷۳ ۳C در صورت فلکی قو (دجاجه- virgo) می‌باشد که دارای قدر ظاهری ۱۲/۸ می‌باشد ولی 

دارای قدرمطلق ۲۶/۷- می‌باشد. از فاصله حدود ۳۳ سال نوری این جسم در آسمان همانند خورشید ما 

می‌درخشد. بنابراین درخشندگی این اختروش، حدود ۲ تریلیون برابر درخشندگی خورشید ما با حدود 

۱۰۰ برابر درخشندگی نور میانگین کهکشان‌های بزرگ مانند راه شیری می‌باشد اگرچه این استنباط بر 

مبنای این فرض است که که اختروش انرژی را در تمام جهات ساطع می‌کند. یک هسته کهکشانی فعال 

می‌تواند مرتبط با جهش قوی انرژی و مواد باشد و نیاز به ساطع شدن در تمام جهات ندارد. در کیهانی

که شامل صدها میلیارد کهکشان می‌باشد. اکثر آنها دارای هسته فعال در میلیاردها سال پیش بوده و 

میلیاردها سال نوری فاصله دارند و از نظر آماری معلوم شده که هزاران جهش انرژی به سمت ما، هدف 

گیری می‌کنند و بعضی، مستقیم تر از دیگران می‌باشند. در بسیاری از موارد این احتمال وجود دارد که 

هر چه اختروش درخشانتر باشد، هدف گیری آن به سوی ما، مستقیم تر می‌باشد. اختروش بسیار

درخشان (۵۲۵۵ + ۰۸۲۷۹ Apm) در زمانی که در سال ۱۹۹۸ کشف شد، دارای قدر مطلق ۲/۳۲- بود. 

گرچه تصویر برداری با قدرت تفکیک بالا با تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ m۱۰ (keck) نشان می‌دهد 

که این سیستم دارای لنز گرانشی می‌باشد. مطالعه لنز گرانشی در این سیستم نشان می‌دهد که آن

تا ضریب ۱۰ ~ بزرگ نمایی شده‌است و هنوز بسیار درخشانتر از اختروش مجاور مانند ۲۷۳ c 3 می‌باشد. 

اختروشها در کیهان قدیم، متداول‌تر بودند. این کشف توسط schmidt Maarten در سال ۱۹۶۷، شواهد 

قوی در برابر کیهان‌شناسی ثابت ltoylc Fred و طرفدار کیهان‌شناسی انفجار بزرگ بود. این سیاه چاله‌ها 

به طور همگام با توده ستاره‌های موجود در کهکشان میزبان خود به صورتی که در حال حاضر قابل درک 

نمی‌باشند، رشد یافته‌اند. یک تصور موجود این است که جهش‌ها، تابش و باد از اختروشها، شکل گیری 

ستاره‌های جدید در کهکشان میزبان را متوقف می‌سازد که این فرایند بازخورد نامیده می‌شود. 

جهش‌هایی که امواج رادیویی قوی در بعضی از اختروشهای موجود در مراکز دسته کهکشان‌ها، ایجاد 

می‌کنند. دارای قدرت کافی برای بازداری خنک شدن و افتادن گاز گرم در این کهکشان‌ها بر روی کهکشان 

مرکزی می‌باشند.


اختروشها از نظر درخشندگی در مقیاس‌های زمانی مختلف، متفاوت می‌باشند. بعضی از آنها از نظر 

درخشندگی در هر چند ماه، هفته، روز یا ساعت، متفاوت می‌باشند. این بدین معناست که اختروشها 

انرژی خود را از ناحیه بسیار کوچکی ایجاد و ساطع می‌کنند، زیرا هر بخش از اختروش در تماس با 

بخش‌های دیگر در مقیاس زمانی هماهنگ با اختلاف درخشندگی می‌باشد. همینطور، اختروشی که در 

مقیاس زمانی چند هفته‌ای، متفاوت می‌باشد نمی‌تواند بزرگتر از چند هفته نوری باشد. انتشار مقدار 

زیادی انرژی از یک ناحیه کوچک نیاز به منبع قدرت موثر و کارآمدتر از ترکیب هسته‌ای دارد که انرژی 

ستاره‌ها را تامین می‌کند. آزاد شدن انرژی گرانشی توسط موادی که وارد یک سیاهچاله بزرگ می‌شوند، 

تنها فرایندی است که می‌تواند این انرژی بالا را به طور پیوسته تولید کند. سیاهچاله‌ها توسط بعضی از

منجمان در سال ۱۹۶۰ به صورت بسیار مرموز و غیرعادی در نظر گرفته می‌شدند و آنها بیان می‌کردند که 

انتقال سرخ از بعضی فرایندهای دیگر ناشی می‌شود بنابراین اختروشها آن گونه که قانون هابل بیان 

می‌کند، دور نیستند. این بحث انتقال سرخ به مدت چند سال طول کشید. بسیاری از شواهد حالا

نشان می‌دهند که انتقال سرخ اختروشها به علت گسترش هابل بوده و اختروشها، همانگونه که در ابتدا

تصور می‌شد، قوی می‌باشند. اختروشها دارای ویژگی‌های یکسان با کهکشان‌های فعال می‌باشند ولی 

قوی تر می‌باشند. تابش آنها به صورت غیر حرارتی بوده و بعضی دارای جهش و اجزائی مانند اجزای

کهکشان‌های رادیویی می‌باشند که دارای مقدار قابل توجهی انرژی به شکل ذرات پر انرژی میvباشند. 

اختروشها می‌تواند به روی طیف کامل الکترومغناطیسی قابل مشاهده از جمله اشعه‌های رادیویی،

مادون قرمز، نوری، فرابنفش، اشعه x و حتی اشعه گاما، شناسایی شوند. اکثر اختروشها در نزدیک 

فرابنفش، درخشان‌تر می‌باشند ولی به علت انتقال سرخ چشمگیر این منابع، این حداکثر روشنایی به

صورت قرمز در فاصله ۹۰۰۰ انگستروم در نزدیک مادون قرمز مشاهده می‌شوند. بخش کمی از اختروشها 

انتشار رادیویی قوی را نشان می‌دهند که از جهش موادی که نزدیک به سرعت نور حرکت می‌کنند به 

وجود می‌اید. این جهش‌ها از نمای پایین به صورت نقاط قرمز و مشتعل در نظر گرفته شده و دارای نواحی 

می‌باشند که از مرکز، سریع‌تر از سرعت نور، دور می‌شوند این یک خطای دید به علت ویژگی‌های 

نسبیت خاص می‌باشد. انتقال سرخ اختروشها از خطوط طیفی قوی اندازه‌گیری می‌شود که به

طیف‌های نوری و فرابنفش آنها غالب می‌باشد. این خطوط، روشن تر از طیف پیوسته می‌باشند. این پهنا

به علت انتقال دوپلر می‌باشد که توسط سرعت بالای گاز ساطع شده از این خطوط ایجاد می‌شود. 

حرکات سریع به طور قوی نشان دهنده یک توده بزرگ می‌باشند. خطوط انتشار هیدروژن، هلیوم، کربن، 

منیزیم، آهن و اکسیژن، درخشانترین خطوط می‌باشند. اتم‌هایی که از این خطوط ساطع می‌شوند، از 

خنثی تا بسیار یونیزه، متغیر می‌باشند، یعنی بسیاری از الکترون‌ها از یون عاری بوده، بنابراین به صورت 

باردار، باقی می‌ماند. این دامنه گسترده یونیزاسیون نشان می‌دهد که گاز توسط اختروش منتشر 

می‌شود که نمی‌توانداین دامنه گسترده یونیزاسیون را تولید کند. اختروشهای آهنی نشان دهنده خطوط

انتشار قوی ناشی از آهن پایین یونیزاسیون، مانند ۷۸۱۵ – ۱۸۵۰۸ IRAS می‌باشند.



یک تصویرسازی هنری از یک اختروش / امتیاز تصویر: ویکی پدیا


منابع: کتاب های الفبای نجوم و اختر فیزیک مقدماتی (جلد دوم)

نجوم به زبان ساده

نجوم دینامیکی

ویکی پدیا

کهکشانها


دسته بندی کهکشان ها

همانطور که جناب "milad77" فرمودند طبقه بندی کهکشان ها بر اثاث شکل ظاهریشان برای اولین بار

توسط ادوین هابل صورت گرفت. هابل کهکشان ها را به سه گروه

اصلی بیضوی ،مارپیچی و نامنظم تقسیم بندی کردند. بعضی از کیهانشناسان می گویند که

کهکشان ها از سمت راست به چپ در نمودار هابل تکامل یافته اند و برخی دیگر نظری عکس این نظر را

دارند. هابل کهکشان ها را به طرحی طبقه بندی کرد که به آن طبقه بندی دیاپازونی هم گفته میشود.

البته گروه های فرعی نیز وجود دارند. در این جهان احتمالا بیش از صد بیلیون کهکشان با شکل های 

متفاوت و گوناگون وجود دارند. کهکشان ها مانند ستارگان در کنار هم هستند و خوشه های کهکشانی

را تشکیل می دهند و تعداد این خوشه های کهکشانی بیش از 10000 میلیون در سراسر کیهان پراکنده

شده اند. کهکشان راه شیری و 22 کهکشان دیگر در خوشه "گروه محلی" در کنار هم هستند.

کهکشان های بیضوی (Eliptic galaxy)

کهکشان های بیضوی با توجه به بیضی بودنشان به 8 دسته متفاوت دیده می شوند. هابل بر

اثاث خروج از مرکز بیضی ، این کهکشان ها را از E0 تا E7طبقه بندی کرد که E مخفف Elipticبه معنای

بیضی و عدد جلوی آن نسبت خروج از مرکز بیضی است که با این تفسیر E0 شکلی کروی و E7 بیضی 

بسیار کشیده خواهد بود. البته گونه از کهکشان ها که در حالتی مابین بیضوی و مارپیچ قرار دارند با

نام کهکشان های عدسی وار طبقه بندی می شوند. کهکشان های بیضوی بازو و برامدگی مرکزی

ندارند و بیشتر از ستارگان پیر و قرمز رنگ تشکیل شده اند. تقریبا حدود20 درصد کهکسان های عالم از 

این گروهند. کهکشان های بیضوی در گذشته ای بسیار دور شکل گرفته اند ، بطوری که اثری از حالات 

اولیه آنها باغی نمانده است و شکل آغازین کهکشان در اثر رویداد های پیش آمده و هموار شدن مدار 

ستارگان به کلی از بین رفته است. همچنین رنگ کهکشان های بیضوی یکنواخت است. کهکشان های

بیضوی را می توان بر اثاث ابعاد آنها هم دسته بندی کرد. بیضوی های غول به پهنای چند تریلیون

پارسک هستند و بیش از ده ها تریلیون ستاره دارند. از طرفی دیگر کهکشان های بیضوی کوتوله هم

وجود دارند که فقط چند هزار پارسک قطر داشته و میلیون ها ستاره دارند. جالب است بدانید که بزرگ 

ترن و کوچک ترین کهکشان های کشف شده از دسته ی کهکشان های بیضوی هستند. این کهکشان

ها دارای ستاره هایی با سن زیاد و جرم کلی زیادی می باشند ، در نتیجه گاز و گرد و غبار در داخل آنها

تقریبا وجود ندارد. کهکشان M87 در خوشه کهکشانی سنبله از گروه کهکشان های بیضوی هستند.

کهکشان NGC 1201) SO) نیز مثال مناسبی برای کهکشان های عدسی وار می باشد.
برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  448px-Abell_S740,_cropped_to_ESO_325-G004.jpg
مشاهده: 181
حجم:  36.4 کیلو بایت

یک کهکشان بیضوی / امتیاز تصویر: ویکیپدیا

کهکشان های مارپیچی (Spiral galaxy
)

کهکشان های مارپیچی از یک هاله و یک قرص تشکیل شده اند و یک هاله نیز به دور آنها تشکیل می 

شود. برامدگی و هاله عموما از ستارگان پر جرم و سرخ رنگ تشکیل شده است و در هسته این 

کهکشان ها ستارگان جوان با رنگ آبی و مقدار بسیار زیادی گاز و گرد و غبار تشکیل شده است. ویژگی 

حرکتی این کهکشان ها عموما به گونه است که تمامی ستارگام حول هسته کهکشان در جهت حرکت 

ساعت و یا در خلاف آن می چرخند ولی بدلیل اختشاشات دینامیکی هاله حرکتی نامنظم دارد. این 

ستارگان با هر جهتی و با هر نسبت تمایل مداری می توانند نسبت به هسته گردش کنند. کهکشان

های مارپیچی طبق نمودار هابل بر اساس نسبت قطر هسته به طول بازو به سه

دسته a و b و c طبقه بندی می شوند و به صورت Sa ، Sb و Sc نوشته می شوند. در دسته Sa قرص 

بزرگ تر و کروی شکل و از تعداد کمی بازو که کلملا جمع شده اند تشکیل شده است. کهکشان های

دسته Sb دارای بازو های باز و هسته کوچک تر هستند. فرم مارپیچش بودن در این کهکشان ها بسیار

مشهود است. اگر یک کهکشان مارپیچ بین دو نوع از این طبقات مثلا بین Sa و Sb واقع شده باشد

، Sab خوانده می شود. برای مثال کهکشان راه شیری در نوع Sbc طبقه بندی میشود. طیف حاصل از 

یک کهکشان مارپیچی گسسته بوده و این پدیده بیانگر بازو های این کهکشان ها است.

کهکشان آندرومدا که در فاصله 2/6 سال نوری از ما قرار دارد در طبقه کهکشان های مارپیچ قرار دارد.
برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  307px-M101_hires_STScI-PRC2006-10a.jpg
مشاهده: 224
حجم:  20.4 کیلو بایت

کهکشان مارپیچی مسیه 101 / امتیاز تصویر: ویکیپدیا
کهکشان های مارپیچ میله ای (Spiral bar galaxy)

گروه دیگری که در طبقه بندی هابل به آن اشاره شده است کهکشان های مارپیچی میله ای هستند. که

بر اثاث اختلالات طیفی حاصل از آنها به سه دسته a و b و c طبقه بندی می شوند و با نماد SB نشان 

داده می شوند. این کهکشان ها قسمتی میله ای شکل دارند که از هشته می گذرد. کهکشان

های SBaدارای میله ای نسبطا پهن و بازو های کوتاه و جمع شده دارند و هر چه قدر به قسمت c پیش 

می رویم ، طول میله بلند تر شده و هسته واضح تر و کوچک تر می شود و بازو ها به صورت خمیده 

کشیده می شوند. توضیع جرم در این کهکشان ها همانند کهکشان ها مارپیچی است ولی اختلالات 

حرکتی هسته به علت حضور میله در آنه کمتر است. این کهکشان ها نیز به صورت منظم در جهت

حرکت ساعت و یا در خلاف جهت آن حول هسته می چرخند. بر روی میله عموما ستارگان جوان و آبی 

دیده می شوند.

کهکشان های نامنظم (Irregular galaxy)

در انتهای طبقه بندی کهکشانها ، کهکشانها ی نامنظم وجود دارند که تقریبا از قاعده خاصی پیروی نمی 

کنند و در طبقه بندی هابل نیز وجود ندارند. این کهکشان ها به صورت نا منظم شناخته می شوند. عده 

ای از کیهانشناسان بر این اعتقادند که علت نامنظم بودن این کهکشان ها برخورد دو کهکشان منظم با 

یکدیگر بوده است. فراوانی جرم و سن در این کهکشان ها از تابع خاصی پیروی نمی کند و عموما این 

کهکشان ها به دور کهکشان های بزرگتر می چرخند. کهکشان های نامنظم خود از دو دسته فرعی

تشکیل شده اند. کهکشان های نامنظم I و کهکشان های نامنظم II. نمونه کهکشان نامنظم I ، ابر

مالاژانی بزرگ است و نمونه کهکشان های نامنظم II ، کهکشانNGC 6822 است. کهکشان های

نامنظم I با ستارگان دارای گونه طیفی O و B (ستارگان جوان و آبی رنگ) و نواحی هیدروژن یونیده 

مشخص می شوند و چند نمونه ای از آنها نشانه هایی از بازو های مارپیچی دارند. کهکشان هایی که از

نوع کهکشان های نامنظم II هستند ویژگی های خاصی را مانند گسیلهای غیر عادی ، محتوای غبار 

غیر عادی ،خصلت های انفجاری و فوران های ماده با شدت خیلی زیاد دارا می باشند. (این فوران ها به

صورت رشته هایی از هسته بسوی بیرون امتداد می یابند). 10 تا 13 درصد حجم این کهکشان ها را 

گاز های خنثی تشکیا می دهند. نمونه ای از این کهکشان ها ابر های مالاژانی است. این کهکشان ها

را با نماد Irrنشان میدهند. 

یک کهکشان نامنظم / امتیاز تصویر: ویکیپدیا


منابع :کتاب های الفبای نجوم و اختر فیزیک مقدماتی (جلد دوم)
نجوم به زبان ساده
نجوم دینامیکی

       انگشت اشاره چرثقیل هوایی بسمت محل فرود کیوراسیتی!

تصویری زیبا از مدارگرد شناسایی مریخ از محل فرود کیوراسیتی بهمراه اجزای اصلی جدا شده مراحل فرود (تقریباً 24 ساعت پس از فرود). اطراف تمامی قطعات فرودی رو هاله ای سیاه در برگرفته که دلیل اون کنار رفتن لایه خاک سرخ رنگ از سطح مریخ و نمایان شدن سنگ های تیره تر زیرین اونه. هاله تیره کیوراسیتی که حالتی متقارن داره، در اثر فشار گازها خروجی از راکت های جرثقیل هوایی در هنگام فرود تشکیل شده. خود جرثقیل کمی دورتر بعد از سقوطی اریب، خطوط تیره شعاعی رو تشکیل داده که به شکل فلشی، بسمت محل فرود کیوراسیتی اشاره میکنه! 


نمای نزدیکتر از اجزاء فرودی رو میتونین تو عکس های پایین ببینین:

سپرحرارتی:




چتر و صفحه پشتی:


چرثقیل هوایی:


و... کیوراسیتی:




کیوراسیتی در فاصله ای تقریباً 1500 متر دورتر از سپر حرارتی، 615 متر دورتر از چتر و 650 متر دورتر از مکان سقوط جرثقیل هوایی قرار داره. تصویر با شیبی معادل 45 درجه (بیش از حد نرمال زیر 30 درجه) از سطح سیاره و بسمت غرب جایی که خورشید حضور داشت گرفته شده. با اینکار حجم اتمسفر در خط دید مدارگرد و در نتیجه اون پراکنش نور افزایش و کنتراست کاهش پیدا کرد. بنابراین میشه اونو به نمایی از دورن پنجره هواپیما تشبیه کرد. برای داشتن نمایی بهتر از این پرسپکتیو تصویر رو 90 درجه در جهت عقربه های ساعت بچرخونین. منتظر تصاویر بعدی از مدارگرد شناسایی مریخ با وضوح بالاتر باشین. 

10 واقعیت عجیب و شگفت انگیز درباره نجوم

اگرچه انسان هزاران سال است که به مطالعه آسمان ها و کیهان پرداخته، اما هنوز اطلاعات بسیار اندک و ناچیزی پیرامون فضا و جهان اطراف خود دارد. همچنان که در راستای افزایش دانش و آموخته های خود گام برمیداریم، هر روزه با مسائل شگفت آور جدیدتری آشنا می شویم و این درحالیست که برخی از آنها بسیار پیچیده و گیج کننده می باشند. در ادامه این مقاله به مجموعه ای از شگفت انگیزترین، جالب ترین و عجیب ترین حقایق نجوم و دانش ستاره شناسی اشاره خواهیم نمود.

1- دانشمندان بر این باورند که ما فقط قادر به دیدن 5 درصد از ماده در جهان هستی می باشیم. این در حالیست که باقی کیهان از ماده ای نامرئی به نام "ماده تاریک" و همچنین نوع اسرارآمیزی از انرژی به نام "انرژی تاریک" تشکیل شده است.

 

2- ستارگان نوترونی آنقدر چگال و متراکم می باشند که در مقام مقایسه، جرم یک قوطی کنسرو از مواد یک ستاره نوترونی ، بیشتر از جرم کره ماه می باشد.

 

3- انرژی آزاد شده از خورشید آنقدر زیاد است که حتی تصور آن نیز دشوار است. انرژی آزاد شده از هسته خورشید در هر ثانیه، معادل 100 میلیارد بمب اتم می باشد.

 

4- گالیله به اشتباه مخترع تلسکوپ نامیده شده است. نتایج مطالعات تاریخدانان نشان می دهد مخترع اولین تلسکوپ یک عینک ساز هلندی به نام "یوهانس لیپرشی" بوده است. درعین حال گالیله نخستین فردی می باشد که از ابزار تلسکوپ برای مطالعات نجومی و دانش فضا استفاده نموده است.

 

5- سیاه چاله ها آنقدر فشرده و چگال بوده و چنان جاذبه شدیدی تولید می نمایند که حتی نور نیز نمی تواند از آن فرار نماید. فیزیکدانان نظری پیش بینی می کنند که شرایطی وجود دارد که تحت آن نور قادر به فرار است. (این وضعیت 'تابش هاوکینگ' نامیده شده است)

 

6- رسیدن نور ستارگان و کهکشان های دور به ما آنقدر زمان می برد که آنچه ما امروز می بینیم در واقع وضعیت این اجرام را در صدها، هزاران و حتی میلیون ها سال قبل نشان می دهد. از اینرو همانطور که به آسمان می نگریم براستی سفری در زمان و گذشته های بسیار دور داریم.

 

7- سحابی خرچنگ بواسطه یک انفجار ابرنواختری در سال 1054 میلادی بوجود آمد. منجمان عرب و نیز ستارشناسان چینی در آن زمان اشاره کرده اند که این انفجار آنقدر درخشان بوده که برای ماه ها باعث روشنی آسمان شب شده و حتی در روشنی روز نیز قابل مشاهده بوده است.

 

8- شهاب ها معمولاً فقط ذرات ریز گرد و غبار در حال سقوط از میان جو زمین می باشند. دنباله دارها گاهی اوقات از میان مدار زمین عبور کرده و ردی از گرد و غبار را در مسیر پشت سر خود بر جای می گذارند. سپس همانطور که زمین در مسیر حرکت خود از میان این گرد و غبار عبور می کند ، این ذرات داغ شده و رگه هایی از نور در آسمان شب نمایان می سازند.

 

 

9-  اگرچه عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است اما با اینحال  گاهی اوقات دمای آن تا منفی 280 درجه فارنهایت می رسد. اما چرا؟

از آنجا که سیاره عطارد تقریباً هیچ اتمسفری ندارد، لذا هیچ چیز برای به دام انداختن و نگه داشتن گرما در نزدیکی سطح آن وجود ندارد. از اینرو نیمه تاریک  سیاره عطارد (سمتی که از خورشید دور است) بسیار  سرد است.

 

10- اگرچه سیاره زهره نسبت به خورشد، در فاصله ای دورتر از سیاره عطارد قرار دارد، اما به طور قابل ملاحضه ای داغتر از عطارد است. علت این امر جو غلیظ و متراکم سیاره زهره است که باعث حفظ گرما در نزدیکی سطح سیاره می شود.

عکس های قشنگ از فضا


Draconid Meteors Over Spain 1.jpg
Zoom in (real dimensions: 960 x 723)The Rosette Nebula2.jpg

برید ادامه مطلب...

ادامه نوشته

مخمود حاج زمان


محمود حاج‌زمان

 مریخ‌نورد کیوریاسیتی مجددا حرکت خود را آغاز کرده است. پس از تعطیلاتی کوتاه که طی آن کیوریاسیتی بدون آنکه از جای خود حرکت کند، صرفا به عکس‌برداری از محیط اطراف خود می‌پرداخت؛ مریخ‌نورد مجددا از 3 ژانویه / 14 دی‌ماه حرکت خود را آغاز کرده است. اکنون کیوریاسیتی به یک ناحیه فرورفتگی کوچک به نام خلیج یلونایف در سطح مریخ رسیده است و در کنار عارضه صخره‌ای عجیبی توقف کرده که به نام اسنیک ریور (رودخانه مار) نام‌گذاری شده است.
به گزارش پاپ‌ساینس، اکنون که مریخ‌نورد در 147 امین روز مریخی ماموریت خود قرار دارند، زمین‌شناسان پروژه خیلی بی‌قرار و هیجان‌زده هستند. به گفته دانشمندان ناسا، کیوریاسیتی مشغول گشت‌زنی و مشخص ساختن اهداف احتمالی برای نخستین استفاده از مته حفاری خود است. هدف حفاری احتمالا اسنیک ریور نخواهد بود، اما این عارضه صخره‌ای به چند دلیل برای محققان ناسا جالب توجه است. به گفته یکی از دانشمندان پروژه، جان گروتزینگر، اصلی‌ترین دلیل این است که اسنیک ریور «اتصالی اریب با صخره‌های اطراف خود دارد». این نکته بیانگر این است که به احتمال زیاد، این عارضه پس از ظهور لایه صخره‌ای در این منطقه رسوب کرده است. هیچ کس مطمئن نیست که این عارضه دقیقا چیست، اما کیوریاسیتی در این نقطه متوقف شده است تا نگاه کوتاهی به ساختار این عارضه بیاندازد.
 

به طور هم‌زمان، محبوب‌ترین رونده روباتیک حال حاضر، تمام ناحیه خلیج یلونایف را بررسی

می‌کند تا دریابد که آیا جایی در این منطقه وجود دارد که ارزش استفاده از مته حفاری مریخ‌نورد را داشته باشد یا خیر. این ابزار طی هفته‌های آینده از جعبه ابزار مریخ‌نورد خارج خواهد شد تا

نمونه‌های پودری از صخره‌های درونی مریخ را جمع‌آوری کند و سپس آنها را با استفاده از

ابزارهای مستقر روی مریخ نورد آزمایش نماید.

سازمان فضایی آمریکا، ناسا، موفق شد روبات عظیم یک تنی خود با نام Curiosity (کنجکاوی) را بر

سطح مریخ فرود بیاورد.


فرود این کاوشگر سرآغاز ماموریت دست کم دو ساله این کاوشگر برای یافتن نشانه‌های احتمالی

حیات در مریخ است.


کاوشگر ناسا سفری ۵۷۰ میلیون کیلومتری را برای رسیدن به مریخ پیموده است.

انتظار می‌رود که اولین عکس رنگی ارسالی این کاوشگر از محیط پیرامون خود در چند روز آینده به

زمین برسد.


پیش از فرود موفقیت‌آمیز این کاوشگر، نگرانی‌های زیادی در این باره وجود داشت، به ترتیبی که به

مرحله فرود آن "هفت دقیقه وحشت" نام داده بودند.


کاوشگر کنجکاوی می‌بایست در این زمان کوتاه سرعت ۲۰ هزار کیلومتر در ساعتی خود را می‌کاست

و با انجام حرکات پیچیده و خودکار بر سطح مریخ می‌نشست.


چارلز بولدن، مدیر ناسا، پس از این فرود گفت: "ما دوباره روی مریخ هستیم و این واقعا باورنکردنی

است. از این بهتر نمی‌شود."


پروژه Curiosity تا کنون برای ناسا دو و نیم میلیارد دلار هزینه داشته و پیشرفته‌ترین وسیله فضایی است که بر

کره‌ای دیگر فرود آمده است.