ادامه پست قبل ...کهکشان های رادیوییدر سال 1931 فردی به نام کارل یانسکی عضو آزمایشگاه های بل تلفن تصادفا سیگنال های رادیویی را
که از فضای خارجی می آمد کشف کرد. بعد ها در سال 1951 فردی به نام والتر باده در حین کار با
تلسکوپ 5 متری پالومار از لحاظ اپتیکی یک منبع انرژی مشخص را به عنوان دجاجه A شناسایی کرد.
دجاجه A کهکشانی است با فاصله ای حدود 700 میلیون سال نوری. ماهیت این منبع تازمانی که والتر
باده هویت آن را مشخص کرد فهمیده نشده بود. این کار وی سبب ایجاد عصر نوینی در اختر شناسی به
نام اختر شناسی رادیویی بود. کهکشان های رادیویی بسیار غیر عادی هستند مانند کهکشان دجاجه
A که تابش های آن در طول موج های رادیویی حدود یک میلیون برابر یک کهکشان معمولی است. منابع
رادیویی را می توان بر اساس قطر ظاهریشان به دو دسته گسترده و متراکم طبقه بندی کرد. منابع
گسترده قطر زاویه ای بیش از یک ثانیه قوسی دارند و احتمالا قطر واقعی آنها 10 تا 100 پارسک است.
منابع رادیویی متراکم قطر زاویه ای کمتر از یک ثانیه قوسی دارند و قطر واقعی آنها کمتر از 10 پارسک
است. M87 نمونه ای از یک کهکشان رادیویی است که گسیل انرژی رادیویی آن تقریبا 100 برابر گسیل
انرژی NGC 1068 است. جرم M87 بیش از د برابر جرم کهکشان راه شیری است و جرم هسته
کهکشانی آن حدود 5 میلیارد برابر جرم خورشید است.
اختروش هادر اوایل سال های 1960 میلادی دانشمندان نوعی منبع رادیویی کشف کردند که بیش از آنکه
کهکشانی بوشد نوعی شبه ستاره بود. این منبع ، منابع رادیویی شبه ستاره ای و یا به اختصار
اختروش نامیده شد. نخستین مورد از این اشیاع 3C273 بود.
اکنون بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ اختروش شناخته شدهاند که اکثر آنها در «پیمایش آسمان دیجیتال sloan»
مشاهده شدهاند همه طیفهای مشاهده شده اختروشها دارای انتقال سرخ بین ۰٫۰۶ تا ۶/۵
میباشند. با کاربرد قانون هابل برای این انتقال سرخ، میتوان نشان داد که آنها بین ۷۸۰ میلیون تا ۲۸
میلیارد سال نوری از ما فاصله دارند. به علت فاصله زیاد با دورترین اختروشها و سرعت محدود نور، ما
آنها و فضای اطراف آنها را در زمان برانگیختگی شدید کیهان تازه متولد شده مشاهده میکنیم. اکثر
اختروشها بیش از ۳ میلیارد سال نوری از ما فاصله دارند. اگرچه اختروشها در زمانی که از زمین مشاهده
شوند، کمرنگ میباشند این حقیقت که آنها از فاصلههای دور، قابل رؤیت هستند به این معناست که
اختروشها درخشانترین اجسام در کیهان میباشند. اختروشی که در آسمان، درخشان تر به نظر
میرسد. ۲۷۳ ۳C در صورت فلکی قو (دجاجه- virgo) میباشد که دارای قدر ظاهری ۱۲/۸ میباشد ولی
دارای قدرمطلق ۲۶/۷- میباشد. از فاصله حدود ۳۳ سال نوری این جسم در آسمان همانند خورشید ما
میدرخشد. بنابراین درخشندگی این اختروش، حدود ۲ تریلیون برابر درخشندگی خورشید ما با حدود
۱۰۰ برابر درخشندگی نور میانگین کهکشانهای بزرگ مانند راه شیری میباشد اگرچه این استنباط بر
مبنای این فرض است که که اختروش انرژی را در تمام جهات ساطع میکند. یک هسته کهکشانی فعال
میتواند مرتبط با جهش قوی انرژی و مواد باشد و نیاز به ساطع شدن در تمام جهات ندارد. در کیهانی
که شامل صدها میلیارد کهکشان میباشد. اکثر آنها دارای هسته فعال در میلیاردها سال پیش بوده و
میلیاردها سال نوری فاصله دارند و از نظر آماری معلوم شده که هزاران جهش انرژی به سمت ما، هدف
گیری میکنند و بعضی، مستقیم تر از دیگران میباشند. در بسیاری از موارد این احتمال وجود دارد که
هر چه اختروش درخشانتر باشد، هدف گیری آن به سوی ما، مستقیم تر میباشد. اختروش بسیار
درخشان (۵۲۵۵ + ۰۸۲۷۹ Apm) در زمانی که در سال ۱۹۹۸ کشف شد، دارای قدر مطلق ۲/۳۲- بود.
گرچه تصویر برداری با قدرت تفکیک بالا با تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ m۱۰ (keck) نشان میدهد
که این سیستم دارای لنز گرانشی میباشد. مطالعه لنز گرانشی در این سیستم نشان میدهد که آن
تا ضریب ۱۰ ~ بزرگ نمایی شدهاست و هنوز بسیار درخشانتر از اختروش مجاور مانند ۲۷۳ c 3 میباشد.
اختروشها در کیهان قدیم، متداولتر بودند. این کشف توسط schmidt Maarten در سال ۱۹۶۷، شواهد
قوی در برابر کیهانشناسی ثابت ltoylc Fred و طرفدار کیهانشناسی انفجار بزرگ بود. این سیاه چالهها
به طور همگام با توده ستارههای موجود در کهکشان میزبان خود به صورتی که در حال حاضر قابل درک
نمیباشند، رشد یافتهاند. یک تصور موجود این است که جهشها، تابش و باد از اختروشها، شکل گیری
ستارههای جدید در کهکشان میزبان را متوقف میسازد که این فرایند بازخورد نامیده میشود.
جهشهایی که امواج رادیویی قوی در بعضی از اختروشهای موجود در مراکز دسته کهکشانها، ایجاد
میکنند. دارای قدرت کافی برای بازداری خنک شدن و افتادن گاز گرم در این کهکشانها بر روی کهکشان
مرکزی میباشند.
اختروشها از نظر درخشندگی در مقیاسهای زمانی مختلف، متفاوت میباشند. بعضی از آنها از نظر
درخشندگی در هر چند ماه، هفته، روز یا ساعت، متفاوت میباشند. این بدین معناست که اختروشها
انرژی خود را از ناحیه بسیار کوچکی ایجاد و ساطع میکنند، زیرا هر بخش از اختروش در تماس با
بخشهای دیگر در مقیاس زمانی هماهنگ با اختلاف درخشندگی میباشد. همینطور، اختروشی که در
مقیاس زمانی چند هفتهای، متفاوت میباشد نمیتواند بزرگتر از چند هفته نوری باشد. انتشار مقدار
زیادی انرژی از یک ناحیه کوچک نیاز به منبع قدرت موثر و کارآمدتر از ترکیب هستهای دارد که انرژی
ستارهها را تامین میکند. آزاد شدن انرژی گرانشی توسط موادی که وارد یک سیاهچاله بزرگ میشوند،
تنها فرایندی است که میتواند این انرژی بالا را به طور پیوسته تولید کند. سیاهچالهها توسط بعضی از
منجمان در سال ۱۹۶۰ به صورت بسیار مرموز و غیرعادی در نظر گرفته میشدند و آنها بیان میکردند که
انتقال سرخ از بعضی فرایندهای دیگر ناشی میشود بنابراین اختروشها آن گونه که قانون هابل بیان
میکند، دور نیستند. این بحث انتقال سرخ به مدت چند سال طول کشید. بسیاری از شواهد حالا
نشان میدهند که انتقال سرخ اختروشها به علت گسترش هابل بوده و اختروشها، همانگونه که در ابتدا
تصور میشد، قوی میباشند. اختروشها دارای ویژگیهای یکسان با کهکشانهای فعال میباشند ولی
قوی تر میباشند. تابش آنها به صورت غیر حرارتی بوده و بعضی دارای جهش و اجزائی مانند اجزای
کهکشانهای رادیویی میباشند که دارای مقدار قابل توجهی انرژی به شکل ذرات پر انرژی میvباشند.
اختروشها میتواند به روی طیف کامل الکترومغناطیسی قابل مشاهده از جمله اشعههای رادیویی،
مادون قرمز، نوری، فرابنفش، اشعه x و حتی اشعه گاما، شناسایی شوند. اکثر اختروشها در نزدیک
فرابنفش، درخشانتر میباشند ولی به علت انتقال سرخ چشمگیر این منابع، این حداکثر روشنایی به
صورت قرمز در فاصله ۹۰۰۰ انگستروم در نزدیک مادون قرمز مشاهده میشوند. بخش کمی از اختروشها
انتشار رادیویی قوی را نشان میدهند که از جهش موادی که نزدیک به سرعت نور حرکت میکنند به
وجود میاید. این جهشها از نمای پایین به صورت نقاط قرمز و مشتعل در نظر گرفته شده و دارای نواحی
میباشند که از مرکز، سریعتر از سرعت نور، دور میشوند این یک خطای دید به علت ویژگیهای
نسبیت خاص میباشد. انتقال سرخ اختروشها از خطوط طیفی قوی اندازهگیری میشود که به
طیفهای نوری و فرابنفش آنها غالب میباشد. این خطوط، روشن تر از طیف پیوسته میباشند. این پهنا
به علت انتقال دوپلر میباشد که توسط سرعت بالای گاز ساطع شده از این خطوط ایجاد میشود.
حرکات سریع به طور قوی نشان دهنده یک توده بزرگ میباشند. خطوط انتشار هیدروژن، هلیوم، کربن،
منیزیم، آهن و اکسیژن، درخشانترین خطوط میباشند. اتمهایی که از این خطوط ساطع میشوند، از
خنثی تا بسیار یونیزه، متغیر میباشند، یعنی بسیاری از الکترونها از یون عاری بوده، بنابراین به صورت
باردار، باقی میماند. این دامنه گسترده یونیزاسیون نشان میدهد که گاز توسط اختروش منتشر
میشود که نمیتوانداین دامنه گسترده یونیزاسیون را تولید کند. اختروشهای آهنی نشان دهنده خطوط
انتشار قوی ناشی از آهن پایین یونیزاسیون، مانند ۷۸۱۵ – ۱۸۵۰۸ IRAS میباشند.
یک تصویرسازی هنری از یک اختروش / امتیاز تصویر: ویکی پدیا
منابع: کتاب های الفبای نجوم و اختر فیزیک مقدماتی (جلد دوم)
نجوم به زبان ساده
نجوم دینامیکی
ویکی پدیا